خانه عناوین مطالب تماس با من

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند

پیوندها

  • نرغال
  • خواب های یک دیوانه
  • م. الف
  • فلاسفل
  • فوفول

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • مهمت
  • دو سال بعد
  • زاهدان
  • سرخ
  • آبی
  • من مجبور هستم
  • مرتضا
  • مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟
  • جهان پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی.ک
  • مدل ارّه
  • Slumdog
  • Orange Midi Bus
  • سپرده به زمین
  • REQUIEM FOR A DREAM
  • قواعد و لذت‌ها یا چگونه ستاینده‌ی لذت شدم؟

بایگانی

  • مرداد 1393 1
  • اردیبهشت 1392 1
  • خرداد 1390 1
  • اسفند 1389 1
  • تیر 1389 1
  • اردیبهشت 1389 1
  • آذر 1388 1
  • آبان 1388 1
  • مرداد 1388 1
  • خرداد 1388 1
  • بهمن 1387 1
  • آذر 1387 1
  • مهر 1387 1
  • مرداد 1387 1
  • تیر 1387 1
  • خرداد 1387 1
  • اردیبهشت 1387 2
  • فروردین 1387 1
  • اسفند 1386 1
  • بهمن 1386 4
  • دی 1386 2
  • آذر 1386 1
  • آبان 1386 5
  • مهر 1386 2
  • شهریور 1386 4
  • مرداد 1386 8
  • اردیبهشت 1386 1
  • اسفند 1384 2
  • مرداد 1384 1
  • تیر 1384 1
  • فروردین 1384 1
  • اسفند 1383 1
  • بهمن 1383 3
  • دی 1383 1
  • آبان 1383 1
  • شهریور 1383 1
  • تیر 1383 5
  • خرداد 1383 7
  • اردیبهشت 1383 10
  • فروردین 1383 6
  • اسفند 1382 10
  • بهمن 1382 7
  • دی 1382 8
  • آذر 1382 1

آمار : 199518 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • Trinity 8 تیر 1383 22:09
    همه پیش از این دروغ گفته‌اند و گوته بیش از همه؛ او نبوغ‌آسا دروغ گفته است.می‌دانم که نباید آن‌چه را در دل دارم بر قلم جاری کنم، زیرا اگر بنا باشد تنها از انجام دادن یک کار اکراه داشته باشم بی‌تردید محروم کردن انسان از امید‌هایش را بر‌می‌گزینم. اما چاره‌ای نیست. مصیبت فاوست ابدا در این نکته نیست که روحش را به شیطان...
  • The fire bird suite 8 تیر 1383 11:40
    بعضی تابوها آن‌قدر بزرگ هستند یا تلاش کرده اند آن‌قدر در ذهنت بزرگش کنند که وقتی می‌شکنی‌شان یا دست‌کم به مرز‌های داغ و قرمز‌اش نزدیک می‌شوی احساس می‌کنی که رسیده‌ای به آخر دنیا.
  • نیوفرویدیسم 6 تیر 1383 01:01
    ای شاشیدم تو هر چی کرامت انسانی. امشب یقین دارم که انسان گرگ انسان است و بدون شک می‌گویم: درود بر بورژوازی بدون عقده.
  • به نظر می‌رسد که... 4 تیر 1383 15:48
    حقایق همان توهم‌هایی هستند که توهم بودن آن‌ها در گذز زمان به فراموشی سپرده شده است.
  • MDB 23 خرداد 1383 02:42
    Let me show you all my pains
  • من بنده‌ی آن دمم که... 22 خرداد 1383 13:26
    همیشه الان مهمه.
  • هیاد 20 خرداد 1383 20:26
    ۱ ...:آره اصلا خوشگل نبود، یه نمه هم آرایش نداشت. ۲ چرا باید این چیزا باشه و چیزای دیگه نه؟
  • مرگ در آند 18 خرداد 1383 19:28
    باورم شده که همه چی انگیزه می‌خواد.این بار وقتی نوشتم همه‌چی، شاید تنها کسی بودم که خودم هم بر خلاف اون چیزی که اول فکر می‌کردم، دقیقا نمی‌دونستم منظور خودم رو تا چه برسه به اون یکی دیگه‌ای که حتی به لباس تنش هم توجه نمی‌کرد چه برسه به پریشان‌گویی‌های یه نفر دیگه‌ای که به زور می‌تونست ببیندش از پشت ته‌استکانی‌هایی که...
  • عمانوئیل 7 خرداد 1383 10:51
    نمی‌توان ثابت کرد وجدان به ما چه می‌گوید ولی می‌دانیم چه می‌گوید.
  • x>1000 5 خرداد 1383 14:29
    همه چیز بزرگ‌تر از آن شده که به اعداد زیر هزار احتیاجی باشد.
  • کانت مابانه 2 خرداد 1383 15:35
    ۱. Nothing is true Everything is allowable 2. خشونت مجاز نیست، مگر در سکس. ۳. زندگی‌ست که آگاهی را می‌سازد، نه آگاهی زندگی را. خزعبلات؟
  • سنت های رمانتیک* ژرژ‌ساند* ی 26 اردیبهشت 1383 17:47
    زنا آن زمانی اتفاق نمی‌افتد که زنی خود را در اختیار معشوقش قرار می‌دهد، بلکه زنا زمانی‌ست که او پس از آن، شب را در آغوش شوهرش می‌گذراند. تبعیدیان سودایی، ئی.ایچ.کار، خشایار دیهیمی، ص ۱۱۲
  • امیر‌مجتبی(روایت دوگانه) 21 اردیبهشت 1383 16:13
    ۱ شب الکل را که خوردی خوابت می‌گیرد لابد.سیامست. صبح بیدار می‌شوی. خمار، سردرد. چای شیرین که بخوری مثل آبی می‌ماند بر آتش بازمانده از دیشبت و سیگار که بکشی دمیدنی‌ست بر خردک شرر باقی مانده. شعله‌ی گرمی خردک شرری هست هنوز؟ ۲ آخر همه‌ی سیامستی‌های شبانه خواب است.شاید هم بی‌هوشی. صبح فردا هم با تاسف از این‌که حتی ذره‌ای...
  • پدران و فرزندان 15 اردیبهشت 1383 18:51
    بابا می‌گه :<هر جا می‌ری دفترچه ‌بیمه‌تو وردار با خودت> نمی‌دونم چرا، ولی هیچ‌وقت این کارو نکردم.
  • زمین یخ‌زده 15 اردیبهشت 1383 00:17
    We are just a moment in time a blink of an eye a dream for a blind hope you dont understand ANATHEMA
  • A man who sold the World 12 اردیبهشت 1383 00:13
    روبرویمی آن سان که برای نظاره‌ات ناچار سر را فراز می‌آورم صدایی می‌شنوم برمی‌گردم و بر زمین کلاه‌است که از سر افتاده.
  • Is there anybody out there 9 اردیبهشت 1383 15:01
    خمیازه‌ی فرو‌خورده و لرزش ریز پلک چشمانت، می‌خندم.
  • من و همه‌ی محسن های دنیا 8 اردیبهشت 1383 14:05
    فاصله‌ی ابتدای واژن تا پرده‌ی هایمن هر چه‌قدر باشد، *مالون می‌میرد* با سانسور فراوان تجدید چاپ می‌شود.
  • رویای ایرانی: American dream 5 اردیبهشت 1383 00:06
    یه سپند؛ شایدم پی‌کی با یه لونه‌ی پنجاه شصت متری ؛ این هم شد رویا؟
  • دانای کل 3 اردیبهشت 1383 13:37
    نگاهی درمانده به دختر خندان نگاهی غیض‌آلود به پسر بی‌خیال :« برای حضور در آ موزش‌گاه باید یکی از محارم‌ هم‌راه‌تان باشد»
  • سید الکساندر 2 اردیبهشت 1383 19:12
    دنیا را بیش از همه کسانی به دوزخ تبدیل می‌کنند که سعی دارند مردم را به زور به بهشت ببرند.
  • تجری من تحت‌الانهار 31 فروردین 1383 14:55
    جذابیت اروتیک حالات اصحاب یمین. آن‌گاه که خود را مواجه می‌بینند با جوی‌های شیرعسل...و‌ لقد کرمنا بنی‌الادم...
  • ایوند 28 فروردین 1383 22:57
    چه فرقی می‌کند در ابتدای راه باشم یا در انتهای آن؛ آن‌گاه که به تو ختم نمی‌شود؟
  • بی‌زوری بی‌زوران 27 فروردین 1383 16:05
    چه جای شگفتی‌ست اگر که بره‌ها پرنده‌گان شکاری بزرگ را دوست ندارند؟ چه جای سرزنش است اگر که این پرنده‌گان شکاری بره‌های کوچک را بربایند؟ و اگر بره‌گان در میان خود بگویند :«این پرنده‌گان شکاری شر‌ اند و آن که هیچ به پرنده‌ی شکاری نمی‌ماند و چه بسا ضد آن است؛ مگر نمی‌باید خوب باشد؟» بر این آرمان‌سازی چه خرده‌ای می‌توان...
  • ویک آپ 26 فروردین 1383 12:23
    شیر شیر است ؛ اگر چه پیر است. هنگام پیری با خود گفتم پیر پیر است ؛ اگر چه شیر است.
  • اولترا لایتز 17 فروردین 1383 19:16
    و چشمانی که در جلوی سرت قرار داشتند.مرا ببخش که همیشه سایه‌ات بودم.
  • کنسرو گندیده‌ی اخلاق 12 فروردین 1383 20:43
    به نظرمی‌رسد اغلب مشکلات فلسفی آغشته به یک مشکل بزرگ اخلاقی باشند:تلاش فراوان در راه رسیدن به آنچه حقیقت می‌نامندش و هراسی باورناپذیر هنگام مواجه شدن با آن.
  • عنوانش چیست؟ 27 اسفند 1382 13:39
    چه کسی واقعا دلش می‌خواهد با وجود به رغم این دوست‌اش داشته باشند؟
  • خردمندانه‌ی سوم 26 اسفند 1382 16:11
    بر پوسته‌ی طبل هر چه می‌خواهد نوشته باشد.
  • خردمندانه‌ی دوم 23 اسفند 1382 16:11
    در رابطه با راستای افاضات خردمندانه‌ی اینجانب به عرض مریدان و مشتاقان می‌رساند که از نظرگاه بنده مسوول آن نخواهم بود.
  • 113
  • 1
  • 2
  • صفحه 3
  • 4